تبلیغات
فـُرصَــتّ ؛ نذرِ قَـدم هـایِ مـوعـود ...

فـُرصَــتّ ؛ نذرِ قَـدم هـایِ مـوعـود ...

گاهنوشت های امین معصومی ؛ که گاه از زبان و فکر خود تراود و گاه از زبان و تفکرات بزرگان تناول شود

یکشنبه 2 شهریور 1393

أ دَ بْ

نویسنده: امین معصومی   طبقه بندی: شعـر و داستـان، انـدیشه در مـذهبــ، لطیفـه هــا، 

استاد خوشگفت؛

الف یعنی ادب دال یعنی دلدادگی با یعنی بینش

ادب دلدادگی بینش می خواهد ...

و طلب وصال ادب ارادت ...

دانلود ؛ علیرضا قربانی ؛ بی قرار

«امام علی علیه السلام : هرچیزی به عقل نیازمند است اما عقل به ادب...»

دوستی ادب ارادت می خواهد و عشق اراده ی طلب

 

پرسید : دوست کیست؟

دوست داشتن دلخوشی، و دلخوش داشتن به دوستی.

مودت همچون ریشه های انجیر بتن وجود را می پوکاند.

از دل خاکی چه می ماند که ریشه های حب در همه ی منافذش جا خوش کرده است.

و میوه اش در گرمای تموز شیره شیرین می کند.

درحالیکه قبل از آن میوه اش گس و نارس و تلخ است.

 

دوست داشتن گاه تلخ است و گاه شیرین.

گرمی آغوش محبوب شیره ی محبت را شیرین می کند.

و نبود گرمای حضورش میوه محبت را گس و نامطبوع می کند.

 

وقتی که محبوبت نیست و بیوفایی میکند ؛ ناخرسندی وجودت را می آشوبد و تلخ می شوی.

و وقتی که در جوار حبیب ساکنی ؛ قند می سابد دلت و عسل می شوی.


دوست داشتن طریقت فرشتگان و پریسانان نازک دل و نازنین است.

نشاید یک دمی بی دوست خفتن. نشاید در دمی با دوست سفتن ...

 

دوست کیست؟

درد آشنای دادخواه

واسط قلب و ضمیر آشنا

سیرت صورتگر و همپای ماه

تالی عشق و نگاه بی ریا. . .

دانلود ؛ علیرضا قربانی ؛ جان عاشقی
 

باز گویم دوست کیست؟

دوست شوری در دل و شیرینی ناخودآگاه نگاه

دوست نیست جز وجود ناخودآگاه میان ما و ماه. . .

 

دوست پنهان گشته در پیدای ماست

دوست؛ آذین بسته از شیدای ماست

 

باز گویم دوست کیست؟

دوست هرگز هست و نیست

دوستی دستی برای بست نیست

دوست نایش باد صبا را می وزد

دربرش شوق لقاء را می سزد... .


منبع : دایره مینا

نظرات() 

اگر فرایند یاد شده در چگونگی تأثیرگذاری هواها بر قلب درست باشد، نتایج زیر به دست می‌آید:
اولاً تزكیه نفس كه فرایند عكس تأثیرگذاری است، به معنای از بین بردن هواهای نفس نیست، بلكه به معنای جلوگیری از تأثیرگذاری هواها بر قلب است.
ثانیاً از آنجا كه تزكیه دو طرف دارد، یكی قلب و دیگری هواها و كشش‌ها، فرایند جلوگیری از لحاظ منطقی باید بر دو محور متمركز باشد: یكی حفظ و تقویت حقیقت‌نمایی و حقیقت‌گرایی قلب و دیگری تضعیف و كاستن از قدرت هواها و كشش‌ها در تأثیرگذاری بر قلب.
ثالثاً كار در هر یك از دو محور، روش ویژه خود را می‌طلبد. از آنجا كه قلب به لحاظ ساختار اصلی و نخستین آن با حقیقت هماهنگ و همراه است، حفظ و تقویت حقیقت‌نمایی و حقیقت‌گرایی قلب به این است كه هر چه بیشتر در مقابل حقایق قرار بگیرد و بدان تذكر داده شود. اما هواها و كشش‌ها از آن ‌رو كه نیروهای كور اما تحریك كننده هستند، شیوه تضعیف و كاستن از قدرت آنها، یا از بین بردن زمینه تحریك كنندگی آنهاست و یا ایجاد مانع در برابرشان.
آموزه‌های قرآن كریم، چه مواردی كه پیرامون تزكیه مطرح شده است و چه مجموعه آیات به عنوان اینكه قرآن كتاب تزكیه است، در تحلیل نهایی به یكی از این دو محور برمی‌گردد. در ادامه به توضیح فشرده‌ای از این آموزه‌ها می‌پردازیم.

ادامه مطلب

نظرات() 

 تربیت را به لحاظ متعلق و مورد به دو قسم كلی می‌توان تقسیم كرد:

 1- تربیت جسم 2- تربیت روح. برخی تربیت روح را به معنای رشد دادن و به فعلیت رساندن استعدادهای نهفته در آن می‌دانند (مطهری،8)، اما به گمان نویسنده چنان كه در این نوشتار خواهد آمد، تربیت به معنای به فعلیت رساندن استعدادهای روح نیست؛ زیرا روح به معنای جان انسان، هم استعدادهای مثبت دارد و هم منفی، اما تربیت در صورتی تحقق پیدا می‌كند كه استعدادهای مثبت رشد كند نه استعدادهای منفی.

از این رو مقصود از تربیت روح، ساختن و شكل دادن آن است، به گونه‌ای كه انسان را به هدف آفرینشش برساند. در این صورت فعلیت استعدادهای مثبت لازمه تربیت و از پیامدهای آن شمرده می‌شود و نه خود تربیت.
تربیت چه به معنای نخست و چه به معنای دوم، تعلیم و آموزش را نیز در بر می‌گیرد، زیرا فرایند تعلیم و آگاهی بخشی، به فعلیت رساندن استعداد یادگیری (تعریف نخست) و نوعی شكل دادن و ساختن روح در جهت هدف آفرینش (تعریف دوم) است، اما همه كسانی كه در حوزه تعلیم و تربیت بحث كرده‌اند، تعلیم را جدا و مستقل از تربیت تلقی كرده‌اند و به رغم ارتباط و پیوند كاركردی آن ‌دو، برای هر كدام روش‌ها، عوامل و احكام ویژه‌ای برشمرده‌اند. شاید بدین خاطر كه در ساحت وجود انسان، اندیشه و انگیزه به مثابه دو بال حركت و صیرورت وجودی انسان، خاستگاه‌های متفاوتی دارند؛ اندیشه از قوه عاقله نشأت می‌گیرد، اما انگیزه تابع كشش‌ها و نیروهای تحریك كننده گوناگونی است كه از جمله آن ممكن است قوه عاقله نیز باشد. از این رو ساحت نخست را به تعلیم و ساحت دوم را به تربیت اختصاص داده‌اند. به این ترتیب محدوده تربیت كوچك‌ تر شده و معطوف به نیروها و كشش‌های مؤثر در انگیزش انسان و پیامدهای آن در شكل‌گیری روح و جان آدمی مطرح و مورد بحث قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 8 مرداد 1394

کسی هست کمکم کند تا بگریم ؟

نویسنده: امین معصومی   

نظرات() 

چهارشنبه 26 فروردین 1394

گذرگاه

نویسنده: امین معصومی   طبقه بندی: شعـر و داستـان، 

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش    /     بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایما بر در دل حاضر است      /     رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
  
دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان      /     در طلب روی او روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس     /     پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال    /    لیک تو باری به نقد ساختهٔ کار باش

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن  /    تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش

گر دل و جان تو را در بقا آرزوست    /    دم مزن و در فنا همدم عطار باش

نظرات() 

یکشنبه 11 آبان 1393

ظرف تضرّع

نویسنده: امین معصومی   

گاهی بنده دعا می کنه  و خدا میفرماید :

"لکن احبسوه حاجته" اما حاجتشو ندین نگه دارین! چرا؟!

"فانی احب ان اسمع صوته"  من خوشم میاد اینکه بگه خدا خدا خدا... دوست دارم صداشو بشنوم


هر چند دعا كنی اجابت نكنم

زیرا كه مرا محبت زاری توست

دنیایت ندادم نه از خــواری توسـت

کونین فدای یک نفس زاری توسـت

هـــر چند دعــا کنی اجابت نکنــــم

زیــــــرا که مرا محبـــت زاری توست

إذا احب الله عبداً ، فابتلاهُ ! لیسمع تضرعه ... تا گریه اش را بشنوه

نظرات() 

خدایا! به تو شکایت می آورم از کسانی که خود را مسلمان می دانند لکن همانند کوفیان امام را نمی شناسند
خدایا! به تو شکایت می کنم از کسانی که خود را مسلمان تصور می کنند در حالی که ذره ای از ثواب و پاداش و وعده داده شده تو را باور ندارند
 خدایا شکایت می کنم از کسانی که قرآن، کتاب پاک تو را می خوانند اما به گفته هایش اعتماد نمی کنند.
 قرآن تو را تلاوت می کنند اما حق و باطل را جدا نمی کنند.
 قرآن را می شنوند لکن به جان و گوش نمی کنند و آیات قرآن را نازل می فروشند . . . خدایا کمکم کن با زبانم حق بگویم به آنان بفهمانم اگر شد.
 خدایا کمک کن با اعمالم و یا با خونم بر روح و جانها بنویسم : «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل اللّه امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» . . . خدایا اگر به عمل پاداشم می دهی به من عملی روزی کن که شهادت در راه تو باشد.
خدایا اگر به فضل و کرمت با این بنده گناهکار رفتار می کنی و به این فقیر در گاهت می بخشی به دعا می گویم خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

خدایا دلها را تو هدایت می کنی تو بندگانت را به صلاح رستگاری می خوانی لکن این دل های بیمار ماست که عظمت تو را نمی بینند . . .
خدایا من بنده ای کوچکم و در برابر تو هیچ حتی لایق کلامی در این گونه نیستم اما خود گفتی با من باشید با من سخن بگویید و با دوستان من باشید.
خدایا تو می دانی ما جنگ می کنیم تا دوباره به رشته گسستة ولایت برسیم تا دوباره به مقابر نور متصل شویم. تا دوباره از طریق ستاره های فروزندة ولایت به قرب تو برسیم.
خدایا جنگ ما علیه آنان است که ما را از دوستی دور کرده اند.
خدایا ما را در نبرد همراه امام زمانت قرار بده.
خدایا آنان را که نا آگاهانه با منافقان یکی می شوند خدایا دل آن را هدایت کن.

خدایا همه نیکی به دست توست اگر من بنده ضعیف تو از دانشگاه و علم به دانشگاه علم و معرفت و ایمان توفیق حضور یافتم.
. . . مادر عزیز و مهربان از این که نتوانستم در این مدت کوتاه عمر در کنار شما باشم و شما را خوشحال کنم عذر می خواهم. امیدوارم برای خدا خطاهای این فرزند خطا کارتان را ببخشید و در راه خدا صبر و استقامت پیشه نمایید که اگر در این راه مورد قبول الطاف الهی واقع شوم خوشحال باشید که انشاءاللّه نزد پامبر (ص) و آل طاهرینش روسفیدم از دنیای فانی به آخرت رضای خداوند رسیدیم. مادر عزیزم هر چه را که باید بگویم گفته ام بدانید راه امام امت یگانه راه درست و مستقیم است. به برادرهایم توصیه می کنم دنیا را وسیله ای برای آخرت و خواهرهایم پرورش فرزند را ذخیرة اخروی قرار دهند و هدایت را خدا بخواهند که او مهربان ترین مهربانان است.
اسلام را در عمل این بنده خطاکار نگاه نکنند خود به طریق و آیین اسلام آنچنان که ائمه طاهرین بودند رو آورند.

به همه دوستان که فرصت خداحافظی نشد سلام مرا برسانید و اطاعت کامل از امام امت را توصیه کنید از آشنایان، بستگان و خصوصاً آنان که دوستان امام هستند خداحافظی می کنم، حلالیت می طلبم و بگویید باید در مقابل ظلم ایستاد و باید مردم محروم و مظلومان زیر یوغ ستمگرانند و خدا ما را تکلیف به قیام کرده است. دوست ندارم آنان که امام امت را دوست ندارد هر که باشد حتی قدمی در تشییع جنازه ام بردارند چرا که ما ان شاءاللّه راه عاشقان حسین را طی نموده ایم.

میر هادی خوشنویس

ادامه مطلب

نظرات() 

شنبه 8 شهریور 1393

ساقی دل ها

نویسنده: امین معصومی   طبقه بندی: گاه نوشته های من !، شعـر و داستـان، 

دلنوشته ای از برای من ؛

حرم امام رضا

این رَزِه بر دستان و آن رَمَق در پا ها
این ترنم بر لبان و آن رَمَد در چشم ها

این رُزء در دل شود دلشـاد گاه
چـون بـود سـاقی دل هـا رضــا
...

تابستان 1393
روی عکس کلیک کنید.

نظرات() 

جمعه 16 اسفند 1392

مَحَبَّـت

نویسنده: امین معصومی   طبقه بندی: انـدیشه در مـذهبــ، 

از آثار محبّت‌، پیدایش‌ اخلاق‌ محبوب‌ در وجود مُحبّ است‌
و هرچه‌ درجۀ شوق‌ و محبّت‌ بالا رود،
این‌ تخلّق‌ به‌ اخلاق‌ خدائی‌ زیادتر میگردد،
تا آنكه‌ صفحۀ نفس‌ آنها از هرآلودگی‌ و قشر خودیّت‌ و أنانیّت‌ پاك‌ میشود،
به‌ طوریكه‌ در ذات‌ خود نیّت‌ بد هم‌ نمی‌توانند بكنند
و خاطرۀ بد هم‌ برای‌ آنها پدید نمی‌آید؛
چون‌ اصلِ نفس‌، پاك‌ و تصفیه‌ شده‌ است‌.

و در این‌ صورت‌ اگر از این‌ مرحله‌ هم‌ به‌ توفیق‌ و عنایت‌ ربّانی‌ پا بالاتر گذارند،
به‌ مقام‌ اسماء و صفات‌ پروردگار نائل‌ میگردند
و ادراك‌ اسماء كلّیّه‌ و صفات‌ عامّۀ او را در جمیع‌ موجودات‌ می‌ نمایند.

و پس‌ از این‌ مرحله‌ اگر عنایت‌ ازلی‌ دستی‌ از آنان‌ بگیرد،
وجود خود را در مقابل‌ پروردگار و عظمت‌ او
و قدرت‌ او و جمال‌ و جلال‌ او تقدیم‌ میكنند
و از مقام‌ توكّل‌ و تفویض‌ گذشته‌ به‌ مقام‌ رضا و تسلیم‌ وارد میشوند.

در آن‌ هنگام‌ خدا در امور آنها اختیار دارد و آنها دیگر اراده‌ و اختیاری‌ ندارند،
و در وجود و شؤون‌ آنها ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ حقّ متصرّف‌ است‌؛

اینها را میگویند: أولیاءُ اللَه‌.

اینان‌ افرادی‌ هستند كه‌ از درجات‌ قوّۀ علاّمه‌
و عقل‌ نظری‌ كه‌ همان‌ عقل‌ هَیولانی‌ و عقل‌ بالملكه‌ و عقل‌ بالفعل‌ و عقل‌ مستفاد است‌،
به‌ مرتبۀ اخیر آن‌ رسیده‌ و از سه‌ مرحلۀ قبلی‌ عبور كرده‌اند،
و علوم‌ و معارف‌ آنان‌ از ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ أحدیّت‌ بواسطۀ عقل‌
فعّال‌ افاضه‌ میشود؛
یا آنكه‌ خود از عقل‌ فعّال‌ عبور نموده‌ و از مراتب‌ عقول‌ گذشته‌
مانند عقل‌ اوّل‌ به‌ علّت‌ اندكاك‌ در آن‌، بلاواسطه‌ از ذات‌ حقّ أخذ می‌نمایند.
و نیز از مراتب‌ قوّۀ عَمّاله‌ و عقل‌ عملی‌
كه‌ همان‌ تَجْلیه‌ و تَخْلیه‌ و تَحْلیه‌ و فناست‌،
به‌ مرتبۀ اخیر آن‌ فائز شده‌، و سه‌ مرحلۀ قبل‌ از آن‌ در وجود آنان‌ متحقّق‌ شده‌ است‌.

نظرات() 



یک وقت است ما میخواهیم آنگونه که یک مفهوم درجای اصلی به کار رفته ، استفاده کنیم و یک وقت هم هست که می خواهیم آن مفهوم را بر پایه واقعیت های بومی خود تفسیر کنیم .
بنظر میرسد ، اولی لازم است تا بتوان در قالب دومی و بومی جای داد ... !
آیا نمی دانند یا غضب دیرینه و کهنه شده ، پرده پوشی می کند ؟!
(این جامعه بین ال و ملل چه کار که نمیکند!؟)

بقول استاد؛ اینجا بود که
مجادله سیاست با دین به درازا کشید. دین حکم بر تفسیق سیاست داد.
سیاست برآشفت و کفن پوش نعره میزد وای برانحراف در دیـن ... !


نظرات() 

یکی از سنتهای دیرین و عادات شیرین در فرهنگ پارسی چه پیش از اسلام و چه پس از آن، این بوده است که کارها را با نام و یاد خدا آغاز کنند و معنای ژرف این سنت آن است که نظامی فرمود:

نظامی جامِ وصل آنگه کنی نوش
که بر یادش کنی خود را فراموش

این تمامی پیام قرآن و جان و جوهر همۀ ادیان است و هیچ حکمت الهی و موعظه ای در جهان برتر از این نیست که کارها را به نام و به خاطر حضرت حق آغاز کنند.

ادامه مطلب ...

نظرات() 

... «مرتضی نجفی‌پور مقدم» !؟

ادامه مطلب !

نظرات() 

فرصت ؛ نظر قدم های موعود : اجبار یا احمال ؟

اصطلاحی به نام قمه زنی !

قمه زنی = است با عشق وصف نا پذیر ملّت به سالار شهیدان و بنوعی ابراز احساسات در برابر عواطف ملت و ... که مستقیما نمیخواهم "دیوانگی" بنامم !

 اگر گریه میکنیم ، اجباری در کار نیست بلکه احساسات لطیف آدمی(!) پذایری این موضوع ست و صرفا بدلیل غمی ست از 13 قرن پیش که بر جامعه شیعی گزارده شده است تا اورا به یاد داشته باشیم و به یاد داشته باشیم که او در مقابل کدام دنیا ایستاده بود و ... .

اما شما باید ببینید که بسیاری از مراجع ، سینه زنی ها و زنجیر زنی هایی که موجب آسیب میشوند را نهی کردند و اگر توجه کنی ، خودشان به آرامی بر سینه میزنند تا صرفا از این طرق و امثالهم ،آثار و تاثرات عاشورا و اندیشه آن، سینه به سینه منتقل گردد . . .

شکی نیست که پیام عاشورا ، مبارزه با ظلم و برپایی عدل بوده و این اندیشه آنجا بود که حسین (ع) زیر باران نیزه دشمن ، ندای امر به معروف و نهی از منکر و در پی آن " هیهات من ذله " و در پس آن " هل من ناصر ینصرنی ؟! " سر داد تا اسلام رنگ خون ببیند اما پوستین وارونه بر تن نکند !

...


حسین تشنه ی لبیک

ادامه مطلب

نظرات() 

گاهنوشت ؛فرصت نطر قدم های موعود : باید قبول داشت که پوشش انسان باید با تفکرات وی همخوانی داشته باشد ! و اینکه جهان بر پایه علت و معلول استوار است و هرشخص با اراده و اختیار خودمختار است !

اما صرف نظر اینکه شخصیت پوششی انسانی ، رنگ و لعاب فطری دارد (توجه شود!)
گاه انسان ، محدودیتی را پذیرا میشود تا به معنویت و مصونیت نزدیکتر گردد ،چراکه حجاب مصونیت نیست ! بلکه می تواند مقدمه ی یک نوع از مصونیت باشد! باید گفت بیشتر عفاف مقبولیت و مصونیت است. . .
اما این مبلغ گران ، در یک صحبت و یک لباس و یک کاغذ خلاصه نمی شود ... مهمترین عامل مدد گرفتن از عقل و شهود های اخلاقی و عرفی در جهت تغییر تفکرات و بینش اسلامی می باشد ؛ 


نه اینکه پوشش تبعی و عرضی باشد و تفکرات منافات با حجاب داشته باشد.



بسیاری آزادی زن را منوط بر آزادی حجاب وی در نظر میگیرند ، اما باید واقع بین باشیم . اغلب (!) چنین تفکراتی آزادی زن را نمیخواهند ، بلکه آزادی دسترسی به زن را میخواهند ؛
اما دریغ ازینکه او مادری ست ویا بهتر است بگویم ، ریحانه ایست لطیف که گاه فراموش میکند دارایی هایش را چگونه حفظ کند و گاه اسیر هوا که بیشتر حس خود نمایی ست ،می شود .

نمیخواهم ، یکطرفه به قاضی بروم ، حس خود نمایی را ما مردان هم داریم ، اما در برابر الطاف و احساسات زن ، کمتر تاثیر گذار خواهد بود ... .
شاید بخاطر این باشد که خداوند زن را با صفات جمالش و مرد را با صفات جلالش خلق کرده ...

تنها اینرا بگویم که آینده ی جامعه در گرو پاکدامنی مادران آن جامعه است. . . .
و چه خوب است یاد کنم، از پاسخ به نظر، در مطلب حُـب یا عشق ؟! ویا مطلبی از آقای زارع عزیز ...

قل إن کنتم تحبون الله ، فاتّبعونی ...

و من الله توفیق .
  مهر ماه 1392     

ادامه مطلب

نظرات() 

فرصت ؛ نظر قدم های موعود : بعد از هفت سال (1385 تا 1392) بصورت کاملا ناگهانی با انشاء خودم روبرو شدم . انشائی که برای شرکت در مسابقه نوشته بودم و پسرخاله ام آنرا تایپ و فکر کنم رتبه دو شهرستان را کسب کرده بودم و آنقدر از خودم اطمینان داشتم که به مرحله استانی راه پیدا خواهم کرد ، اما قسمت نبود و دوست خوبم! (همکلاسی سال اول ابتدایی) که بعد از مدت ها اورا دیده بودم ، به مرحله بعد راه یافت . :)

 

به نام خداوند خورشید و ماه  ............ که دل را به نامش خرد داد راه

...خدای من میدانم از دست من و از دست امثال من ناراضی هستی ،می دانم شکرت را آنطور که باید و شاید بجا نیاوردم ،می دانم اگر به من توجه نکنی بدون تو هیچم و با همه ی این تفاسیر ،تو بخشنده و رحمان هستی. لطف و کرمت زبان زد خاص و عام است. بخشندگی ات تا حدی است که اگر بخواهی جواب گناه هایی را که روزانه می کنیم (انجام می دهیم) پاسخ دهی ؛ یک لحظه هم زنده نخواهیم بود.

ادامه مطلب

نظرات() 

یکشنبه 31 شهریور 1392

نماز من

نویسنده: امین معصومی   طبقه بندی: گاه نوشته های من !، 



واعظـی زیر لب غرولند میکرد ...
که ناگاه بگفتا ؛


* إی امیـــن !
نماز را بر که عرضه داری ؟!

•گفتم ؛ بر گنـاه !

- بگفتا ؛ پس چیست انـدر تو که اینگونه عـاری نمـاز ؟!

•گفتم ؛ گنــاه !

روزی در مرز عاشقی(دیوانگی و عاقلی و شرمساری) بدید و...

- بگفت ؛ گناه را بر که عرضه داری ؟!

•گفتم ؛ بر خـدا !

- بگفتا ؛ چه باید انـدر تو که اینگونه عـاری گنـاه ؟!

• گفتم ؛

خــ ــ ـــ ــدا ! ... ♥♥♥

برای دانلود بروی تصویر کلیک کنید:

نظرات() 

نویسندگان

نظرسنجی

    ✔ به شخصیّتِ افراد جامعه خود ،چه نمره ای می دهید؟!




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :